رشوه خواری

از دانشنامه‌ی اسلامی

«رشوه» چیزی است که به کسی بدهند تا کاری برخلاف وظیفه خود انجام دهد، یا حق کسی را ضایع کند و یا حکمی برخلاف حق و عدالت بدهد. رشوه از جمله مواردی است که در قرآن کریم و احادیث و نیز در منابع فقهی حرام اعلام شده و از آن نهی گردیده است. اصلاح قوانین اقتصادى و ادارى، انتخاب کارمندان مؤمن و متعهد، استفاده از کادر نظارت در بخشهای مختلف و حذف تشریفات زائد اداری، از راههاى مبارزه با رشوه است.

مفهوم رشوه

«رشوه» چیزی است که برای باطل ساختن حق یا ثابت کردن باطل داده می‌شود. یا به عبارت دیگر «آنچه برای از بین بردن حقی و یا حق نمودن باطلی می دهند یا «آنچه که به کسی بدهند تا کاری برخلاف وظیفه خود انجام دهد، یا حق کسی را ضایع و باطل کند یا حکمی برخلاف حق و عدالت بدهد».

با توجه به تعریف فوق، می توان گفت که اساس رشوه را «قصد و نیت باطل» تشکیل می دهد. لذا دامنه رشوه وسعت می یابد و به هر چیزی که با هدف ابطال حق به دیگری داده شود، اطلاق می گردد. حتی کلامی که به منظور تطمیع و تحریک باشد و نیز تملق در تکریم دیگران، رشوه محسوب می شود. دو واژه «رشا» (رشوه دادن) و «ارتشاء» (رشوه گرفتن) از همین ریشه اخذ شده است.

یکی از بلاهایی که از دیرباز دامنگیر جوامع بشری بوده و هم اکنون نیز با شدت بیشتری به حیات شوم خود ادامه می دهد، معضل رشوه و رشوه خواری است. پدیده «رشوه» از بارزترین آسیب های اجتماعی و شایعترین بیماری های اداری در نظام مدیریتی کشورهاست که پیامدهای منفی آن در بسیاری از جوامع از جمله کشورهای اسلامی قابل مشاهده و پیگیری است.

ارتکاب این خیانت با تمامی مراحل و صورتهای گوناگونی که در بستر زمان به خود گرفته، فرد و جامعه را در سراشیبی سقوط قرار داده و از نیل به سعادت هر دو جهان بازداشته است. هر چند افراد، زشتی رشوه را در لابلای عبارت و عناوین فریبنده و در ورای نامهایی چون: هدیه، حق و حساب، انعام، پورسانت، چشم روشنی و... پنهان می کنند، اما ناگفته پیداست که تغییر نام به هیچ وجه تغییری در ماهیت آن نمی دهد و به هر حال مبلغی که از این طریق عاید افراد می شود، حرام و نامشروع است.

تفاوت بین هدیه و رشوه در این است که شخص در اعطای هدیه به دیگری، جز اظهار دوستی و محبت، غرض و مقصود دیگری نداشته باشد که چنین عطایی، هدیه محسوب شده و حلال می باشد. اما اگر در این عطا کردن، طمع و توقعی نهفته باشد، وارد در باب رشوه شده و حرام خواهد بود. معاذ بن جبل از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود: «اگر کسی به شما عطیه و ارمغانی داد، مادامی که عطیه به شمار رفت، یعنی در دادنش جز ثواب طمعی نداشت، گرفتن آن حلال است و اما اگر اسمش عطیه باشد ولیکن در واقع رشوه ای بود که آن را به طمع دین شما به شما داده اند، در آن صورت گرفتن آن حرام است، اگرچه ممکن است این رشوه، فقر شما را از بین ببرد و یا شما را از ترس دشمن ایمنی دهد، با این همه با آن فقر و در آن ترس بسر ببرید و راضی نشوید که رشوه، دین شما را تباه سازد».

رشوه در تعلیمات اسلامی

رشوه در زمره گناهان کبیره ای است که اگر در جامعه ای نفوذ کند، مفاسد فراوانی از قبیل بی عدالتی، یأس و ناامیدی ضعفا و از بین رفتن اعتماد عمومی را به دنبال داشته و به تدریج شیرازه اجتماع را فرومی پاشد. به همین دلیل در آموزه های دینی، رشوه به شدت تقبیح شده و به رشوه خوار و رشوه دهنده وعده عذاب الهی داده شده است.

  • در قرآن کریم در این باره از تعبیر «اکل به باطل» استفاده شده است: «وَلَا تَأْکلُوا أَمْوَالَکمْ بَینَکمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُکامِ لِتَأْکلُوا فَرِیقًا مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»؛ و اموال یکدیگر را میان خود به باطل مخورید و برای خوردن بخشی از اموال مردم به گناه، آن را به حاکمان می کشانید در حالی که شما (حقیقت را) می دانید. (سوره بقره/آیه ۱۸۸) علامه طباطبایی در ذیل آیه فوق چنین می نویسد: «کلمه تُدلوا» مضارع از باب افعال «ادلا» به معنای آویزان کردن دلو در چاه است برای بیرون کشیدن آب و این کلمه را به عنوان کنایه در دادن رشوه به حکام تا بر طبق میل آدمی رای دهند، استعمال می کنند و این کنایه ای است لطیف که می فهماند مَثَل رشوه دهنده که می خواهد حکم حاکم را به سود خود جلب کند و با مادیات، عقل و وجدان او را بدزدد، مثل کسی است که با دلو خود، آب را از چاه بیرون می کشد.
  • همچنین در آیه ۴۲ سوره مائده، از تعبیر «سَمَّاعُونَ لِلْکذِبِ أَکالُونَ لِلسُّحْتِ» استفاده شده است. «سُحت» به طور کلی به مال و کسب حرام اطلاق می شود و یکی از مصادیق آن رشوه است. حسن بصری گوید: بنی‌اسرائیل چنین بوده‌اند: هنگامی که دو نفر از آ‌نان به نزد حاکم می‌آمدند، یکی از آن دو در آستینش رشوه بود که آستین را می‌گشود، قاضی کلام او را شنیده و به نفع او حکم می‌کرد... .

در روایات اسلامی نیز شاهد مقابله شدید و جدی معصومان علیهم السلام با موضوع رشوه خواری هستیم، از جمله:

  • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «خداوند لعنت کند رشوه گیر و رشوه پرداز و کسی که واسطه میان آنهاست (آنها را از رحمت خود دور می‌ گرداند)».
  • حضرت رسول در حدیث دیگری می فرماید: «از رشوه بپرهیزید که آن کفر محض است و صاحب رشوه هرگز بوی بهشت را احساس نخواهد کرد».
  • امام علی علیه السلام از قول پیامبر صلی الله علیه و آله که حوادث آینده را برای ایشان بازگو می کنند، می فرماید: «ای علی! همانا این مردم بزودی با اموالشان دچار فتنه و آزمایش می شوند... حرام خدا را با شبهات دروغین و هوس های غفلت زا حلال می کنند، شراب را به بهانه این که آب انگور است و رشوه را که «هدیه» است و ربا را که نوعی «معامله» است، حلال می شمارند».
  • امام صادق علیه السلام در این زمینه می‌فرماید: «رشوه در قضاوت کفر به خداوند متعال است زیرا هنگامی که قاضی رشوه می‌گیرد، مجبور است که رعایت حق و عدالت را نکند و جانب حقیقت و راستی را نگه ندارد و به نفع مجرم و ظالم رأی بدهد و این جز انتخاب باطل و کفر بر عدل و توحید معنای دیگری ندارد».
  • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره رشوه دهنده، رشوه گیرنده و واسطه بین آنها که باعث این کار شود، می‌فرمایند: «خداوند متعال رشوه گیرنده، رشوه دهنده و شخص واسطه بین آنها را از رحمت خود دور می‌ گرداند».
  • روایت یوسف بن جابر است که می‌‌گوید: قال ابوجعفر علیه السلام لعن رسول‌ الله... و رجلا احتاج الناس الیه لفقه فسألهم الرشوه؛ امام باقر علیه السلام فرمود: پیامبر اسلام سه طایفه را لعنت کرده است... و سومین آن‌ که مردم به علم او نیاز داشته باشند و او از مردم رشوه بخواهد.
  • قال رسول‌الله: الراشی و المرتشی کلاهما فی النار. راشی (دهنده مال) و مرتشی (گیرنده مال) هر دو در آتشند.

اقسام رشوه

  • ۱. رشوه در حکم که همان رشوه به قاضی است:

رشوه بزرگترین آفت دستگاه قضا است و چنانچه قاضی به رشوه خواری روی آورد، هرج و مرج و بی عدالتی، یأس از قضات و هیئت حاکمه سراسر جامعه را فرامی گیرد. ظرافت و حساسیت امر قضاوت به گونه ای است که در روایات اسلامی «رشوه در قضاوت، کفر به خداوند معرفی شده است».

امام علی علیه السلام در بخشی از خطبه ۱۳۱ نهج البلاغه که بیانگر شرایط رهبر اسلامی است، می فرماید: «و رشوه خوار در قضاوت نمی تواند امام باشد زیرا برای داوری با رشوه گرفتن، حقوق مردم را پایمال و حق را به صاحب آن نمی رساند».

همچنین در داستان هدیه آوردن «اشعث بن قیس» می خوانیم که وی برای غلبه برطرف دعوای خود در محکمه عدل علی علیه السلام شبانه ظرفی پر از حلوای لذیذ را به در خانه امیرمومنان علیه السلام آورد و عنوان هدیه بر آن نهاد. امام برآشفت و فرمود: «سوگواران بر عزایت اشک بریزند. آیا با این عنوان آمده ای که مرا فریب دهی و از آیین حق بازداری؟ به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمانهای آنهاست به من بدهند که پوست جوی را از دهان مورچه ای به ظلم بگیرم، هرگز نخواهم کرد. دنیای شما از برگ جویده ای در دهان ملخ برای من کم ارزشتر است. علی را با نعمت های فانی و لذتهای زودگذر چه کار؟».

در تعلیمات اسلامی راه هایی نیز برای پیشگیری از رشوه گرفتن قاضی بیان شده است. اسلام حتی برای این که قاضی گرفتار رشوه های مخفی و ناپیدا نشود به وی دستور می دهد که شخصا به بازار نرود تا مبادا تخفیف قیمت ها به طور ناخودآگاه در قضاوت قاضی تاثیر بگذارد.

امام علی علیه السلام در نامه به مالک اشتر یکی از راه های جلوگیری از رشوه خواری قاضی را چنین بیان می دارد: «پس از انتخاب قاضی هر چه بیشتر در قضاوت های او بیندیش و آنقدر به او ببخش که نیازهای او برطرف گردد و به مردم نیازمند نباشد و از نظر مقام و منزلت آن قدر او را گرامی دار که نزدیکان تو به نفوذ در او طمع نکنند تا از توطئه آنان در نزد تو در امان باشد».

  • ۲. رشوه در غیر حکم: به این شکل که به حاکم یا مدیر و... مالی می دهند تا با حمایت او ظلم کند یا مرتکب خلافی گردد.

در واقع رشوه، پدیده ای اجتماعی و ناشی از واقعیت هایی است که در یک نگاه اقتصادی محصول ساختارهای غلط اداری است و از شیوع نوع خاصی از فساد در دستگاههای دولتی حکایت دارد. البته فساد مالی دولت ها و حکومت ها در زمره اندوهبارترین فرازهای مطالعات مربوط به تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی است.

روایت شده پیامبر صلی الله علیه و آله به فردی ماموریت داد تا به نزد قبیله «ازد» رفته و صدقات و زکات های آنان را جمع آوری کند. وی پس از جمع آوری آنها، از تحویل چند راس گوسفند خودداری کرد و گفت: این گوسفندان را به من به عنوان «هدیه» داده اند. حضرت فرمود: اگر راست می گویی چرا در منزل خود ننشستی تا این هدیه را برایت بیاورند؟

  • ۳. رشوه برای دفع ظلم و رسیدن به حق قانونی خود: مطابق روایتی از امام موسی بن جعفر علیه السلام رشوه دادن صرفاً برای رد ظلم ماموران دولتی جایز است. ممکن است برخی تصور کنند که در شرایطی مثل انجام سریع کارها و دریافت خدمات بهتر یا ترس از انجام نشدن کار و یا مواجهه با گرفتاری ها، پرداخت رشوه مانعی ندارد، در حالی که مراجع عظام، توهم اضطرار در چنین شرایطی را مجوز انجام رشوه نمی دانند.

عوامل گرایش به رشوه

ایمان ضعیف:

مهمترین دلیل گرایش به این گناه کبیره، ضعف ایمان و عدم آراستگی به زیور تقوا و پرهیزگاری است. شخص باایمان به دلیل توکل بالایی که به رحمت الهی دارد، مطمئن است که خداوند مشکلات اقتصادی او را به نحو احسن برآورده می کند و دیگر نیازی به دست یازیدن به گناه رشوه ندارد. همچنین شخص باتقوا از نیروی قناعت ورزی برخوردار است و همین نیرو وی را از حرص و طمع و در نتیجه افتادن در دام رشوه رهایی می بخشد.

سودجویی و منفعت طلبی:

انسان، دارای غریزه منفعت طلبی است و همواره در راستای منافع خود حرکت می کند. اموری مانند انجام سریع و خارج از نوبت کار، علاقه به زراندوزی و دستیابی به پول بیشتر در معاملات، فرار از مجازات یا فرار از پرداخت مالیات و... ریشه در غریزه منفعت طلبی افراد دارد و رشوه از ابزار دستیابی آنها به این گونه اهداف است.

مشکلات اقتصادی کارکنان:

پایین بودن سطح حقوق کارکنان و عدم تامین مالی یکی از زمینه های رشوه در ادارات است.

موانع اداری:

وجود قوانین دست و پاگیر در ادارات و عدم شفافیت آنها نیز از عمده دلایل گرایش مردم و کارمندان ادارات به رشوه خواری است.

جهل:

گاهی قبح رشوه برای شخص روشن نیست، اما غالبا قبح آن معلوم است و به تدریج که افراد از طریق رشوه به آسانی مشکلات خود را مرتفع می سازند، قبح آن نیز فرو می ریزد و دیگر کسی نسبت به آن اعتراض نمی کند.

علل روانشناسی:

رشوه نیز همانند سایر جرایم از سوی یک انسان و یا به تعبیر حقوقی از سوی یک شخص حقیقی صورت می گیرد؛ تحقق این عمل تنها از سوی افرادی با روانی ناسالم صورت می گیرد که در درون خود همواره در حال جنگ و ستیز هستند؛ راشی و مرتشی تمام کارها را در بی قانونی می ببینند؛ افراد رشوه دهنده معمولاً از آن دسته افرادی هستند که از دیگران به هر قیمتی در راه منافع خود بهره برداری کنند. در مقابل، افراد رشوه گیر نیز معمولاً افرادی ضعیف النفس هستند که در ازای مبالغی ناچیز تن به انجام هر کاری می دهند و معمولاً افرادی دنباله رو و فاقد قوه تصمیم گیری هستند.

پیامدهای رشوه

موضوع رشوه و آثار زیانبار آن، از دو جنبه فردی و اجتماعی قابل بررسی است. در بعد فردی علاوه بر اینکه شخص خاطی، در هر دو جهان مورد لعن و غضب خداوند متعال قرار می گیرد در زندگی دنیوی نیز از آسیب های ناشی از این عمل ناپسند مصون نخواهد بود.

  • شخص رشوه خوار نمی تواند از اموالی که از طریق رشوه کسب کرده، در راه خدا انفاق کند چرا که تنها از متقین پذیرفته می شود.
  • برکت از مال رشوه خوار برداشته می شود. امام کاظم علیه السلام در این زمینه می فرماید: «مال حرام زیاد نمی شود و اگر بیفزاید، برای صاحبش مبارک نمی گردد و در هر راهی آن مال را صرف کند، اجری به او نمی رسد».
  • طبق حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله «عبادات او قبول نمی شود و دعاهایش به اجابت نمی رسد».
  • و در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «اثر کسب های حرام در فرزندان به مرحله بروز و ظهور می رسد».
  • همچنین رشوه خوار از امنیت روانی و آرامش خاطر برخوردار نیست. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «هیچ گروهی گرفتار رشوه نشدند مگر آنکه گرفتار ترس و اضطراب و نگرانی شدند».

جنبه دیگر رشوه که به مراتب اهمیت فزونتری دارید، بعد اجتماعی آن است:

  • رشوه، پایه های عدالت اجتماعی را سست و متزلزل می سازد و از آنجا که پایداری و پویایی هر جامعه ای بر اساس عدل استوار است، به هر میزان که از عدالت کاسته شود، ظلم و جور جامعه را فرامی گیرد.
  • بدیهی است که اگر باب رشوه گشوده شود، قوانین که قاعدتاً باید حافظ منافع طبقات ضعیف باشد، به نفع طبقات قدرتمند بکار می افتد. طبعاً در چنین فضای ناعادلانه ای، ضعفا از هیئت حاکمه و نظام اجرایی و اداری کشور مأیوس و دلسرد می شوند و همین امر به تدریج باعث سلب اعتماد عمومی در میان اقشار مختلف جامعه خواهد شد.
  • رشوه خواری عملی نیست که تنها به پرداخت پول، کالا و یا امتیازی منتهی شود بلکه به تدریج به نظامی پیچیده مبدل می شود که در آن شبکه های خاصی از روابط و همدستی ها عمل می کنند و ره آورد آن، کسب ثروت های یک شبه، نائل شدن به منصب های مختلف سیاسی، تجاری و... خواهد بود. بنابراین امکانات و دارایی های یک کشور در اختیار عده ای محدود قرار می گیرد که به راحتی قادر به عبور از قوانین و تضییع و پایمال ساختن حقوق دیگران خواهند بود.
  • کندشدن چرخ های سازندگی و توسعه: شیوع رشوه خواری در جامعه علاوه بر از بین بردن امنیت اقتصادی، حقوقی و اخلاقی مانع بزرگی است بر سر راه سازندگی و توسعه. چرا که وجود رشوه در یک نهاد اداری با کارآیی و بازدهی آن رابطه عکس دارد و اگر کارگزاران و متولیان امر به جای ابتکار، خلاقیت و ارائه برنامه های مفید، به رشوه خواری روی آورند، موتور تولید و توسعه از حرکت بازایستاده و جامعه به سمت رکود اقتصادی کشیده می شود.

راهکارهای مبارزه با رشوه

هر چند شواهد نشان می دهد که هرگز نمی توان پدیده شوم رشوه را در هیچ کشوری به طور کامل ریشه کن کرد، اما این امکان وجود دارد که بتوان آن را با ساز و کارهای بازدارنده، تا حدودی مهار کرد.

در وهله اول، مهمترین وظیفه مبارزه با رشوه خواری بر عهده دولت ها و متولیان امر است که با تصویب قوانین مربوطه و اهتمام جدی در اجرای آن، به کاهش مفاسد و زیانهای ناشی از این معضل اجتماعی کمک کنند. در این راستا نقش دولت ها در این رابطه بسیار تعیین کننده است.

اما از آنجا که رشوه در ادارات و نهادهای دولتی بیشتر بروز و ظهور دارد، مدیران مربوطه می توانند با ارائه راهکارهایی از قبیل: دقت در انتخاب کارمندان مومن و متعهد، تبلیغ فرهنگی و بالابردن سطح آگاهی کارکنان نسبت به عوارض رشوه خواری، استفاده از کادر بازرسی و ناظر در بخشهای مختلف، حذف تشریفات زائد اداری با هدف جلوگیری از سرگردانی مردم در راهروهای عریض و طویل ادارات، پرداخت به موقع حقوق و مزایای کارمندان و... رشوه خواری را به حداقل برسانند.

امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: «همانا ملت های پیش از شما به هلاکت رسیدند بدان جهت که حق مردم را نپرداختند. پس دنیا را با رشوه دادن، بدست آوردند و مردم را به راه باطل بردند و آنان اطاعت کردند».

پانویس

  1. المنجد، باب را.
  2. فرهنگ عمید
  3. در المنثور، سیوطی، ج۲، ص۳۰۰.
  4. المیزان، علامه طباطبایی، ج۲، ص۷۵.
  5. سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج۳، ص۳۶۰.
  6. همان، ص۵۲۳.
  7. نهج البلاغه، خطبه۱۵۶.
  8. ذکر عنوان قضاوت و قاضی به خاطر مبتلا به بودن آن است و نه به این دلیل که فقط رشوه دادن به قاضی حرام و کفرآمیز است که متاسفانه در آراء اکثر فقهای ما تقدم به این امر توجه نشده است و آنان تنها با توجه به ظاهر فقط رشوه دادن به قاضی را مشمول عنوان حرام دانسته اند.
  9. رشوه از نظر اسلام، ص۴۷.
  10. کافی، کلینی، ج۷، ص۴۰۹.
  11. نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴.
  12. نهج البلاغه، نامه۵۳.
  13. رشوه از نظر اسلام، ص۴۷.
  14. کنزالعمال، متقی هندی، ج۴، ص۳۶۴.
  15. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۱۲، کتاب التجاره.
  16. کافی، کلینی، ج۵، ص۱۲۵.
  17. سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج۱، ص۲۴.
  18. کافی، کلینی، ج۱، ص۳۶۳.
  19. نهج الفصاحه، ح۲۶۹۳.
  20. نهج البلاغه، نامه۷۹.

منابع